Monday, August 3, 2009

واقع بین باشید تا پیروز شوید

مهدی کیانی

عدم پذیرش واقعیت نفعی به حال ما ندارد. امکان تظاهرات گسترده به دلیل رعبی که حاکمیت ایجاد کرده بسیار کم شده است. با سرکوب شدیدی که حاکمیت ایجاد کرد و با انعکاسی که این سرکوب ها در میان مردم داشته اند- و واقعیت این است که طرفداران جنبش هم در انعکاس و بزرگنمائی این سرکوب ها و در نتیجه ایجاد رعب و وحشت نقشی را نا خواسته ایفاء کردند- روز به روز حضور های خیابانی و تظاهرات گسترده نامحتمل تر می شود. ولی چه باید کرد؟

می توان به گزینه های دیگر برای ادامه مبارزه اندیشید تا کم کم با قوت قلب گرفتن مردم دوباره حضور های ملیونی ممکن شود. استراتژی های ممکن را می توان به شرح زیر مطرح کرد:

· ایجاد رعب در حاکمیت و عاملانش همان طور که این رعب و وحشت را در مردم ایجاد کرده اند: برای این منظور تکثیر و پخش عکس عمال سرکوب، شب نامه علیه آنان تهدید ایشان می تواند خوف را در دلشان بیاندازد. به ویژه پخش تصاویر و آدرس های این افراد (از رؤسای ارشد تا عمّال جزء و بسیجی های کتک زن) از طریق ای میل و نیز پرینت آنها و گزاردن این کاغذها در بانک ها، ادارات، اتوبوس و مترو و غیره. باید برای شناسایی، ثبت مشخصات و معرفی این افراد یک اراده ی جدی به حرکت درآید.

· تحریک رهبران جنبش: رهبران جنبش یا کسانی که بالقوه می توانند رهبری جنبش را به دست بگیرند باید تحریک شوند تا مشی معتدل و سازشکارانه را کنار بگذارند. کسانی مثل موسوی و خاتمی، و هاشمی هنوز سعی می کنند در داخل نظام حرکت کنند. باید با اطلاعیه ها، وبلاگ ها و امکانات در دسترس به آنها تفهیم کرد که در حال سقوط هستند و رسماً خامنه ای آنان را مردود اعلام کرده است. اگر سعی کنند با قاعده ی حاکمیت حرکت کنند به زودی کیش و مات می شوند و دیگر نشانی از ایشان نخواهد ماند و ایشان برای بقای خودشان هم که شده نباید بیش از این انرژی جنبش را با حرکت های محطاطانه و برنامه ریزی های هرز (مثل تغییر مکان تظاهرات در روز چهلم شهداء که منجر به هرز رفتن حضور مردم و ناامیدی ایشان شد، و در نهایت مراسم مردمی روز تنفیذ را هم تحت تأثیر قرار داد) به هدر بدهند وگرنه طومار وجودشان با امکان تغییر کشور با هم پیچیده خواهد شد.

· شعار نویسی گسترده، تخریب نماد های حضور حاکمیت و تولید علائم حرکت جنبش در همه جا: اینها دیوار شهر را با عکس های چندین ده متری پر کرده اند تا حضور خود را به رخ بکشند، جنبش هم باید این نمادهای حضور را تخریب کند تا با قدرت نمادین آنها و اعتماد به نفس شان را تخریب کند. دیوارنوشته های عظیم دولتی، علامت های دولتی در سردر ادارات، مدارس، بانک ها و غیره همه می توانند مورد مرحمت طرفداران جنبش قرار گیرند. رنگی کردن دیوارها و تابلوها، به آتش کشیدن پلاکاردها، و شعارنویسی گسترده و بزرگ و چشمگیر اعتماد به نفس سرکوبگران را نابود می کند. در و دیوار خانه و اتومبیل بسیجیان فعال حاضر در تظاهرات و کتک زن های دولت، می تواند با شعار نویسی مورد مرحمت اعضای جنبش قرار بگیرد.

· رادیکال کردن جنبش در مقابل مصالحه ای که مد نظر حاکمیت است: حاکمیت از اراده ی مردم خبر دارد و در آینده ی نزدیک سعی خواهد کرد با دادن امتیازاتی مثل وام بانکی و اجازه شل کردن روسری و پخش فیلم های سینمائی هالیوودی و دیگر امتیازات حقارت بار باقیمانده انرژی جنبش را نیز از بین ببرد. برای مقابله با این حرکت باید مطالبات در حد نهائی آن مطرح شوند: دموکراسی، حقوق بشر، آزادی، جدائی دین از سیاست، حذف ولایت فقیه، انحلال نیروهای نظامی موازی، و محاکمه تمام سران سرکوب.

· کارشکنی در ادارات: بقای این حاکمیت تا حد زیادی متکی بر کارمندان و کارگرانی است که در ادارات کار می کنند. باید کارشکنی در دستورات سیاسی مدیران و رؤسای ادارات به یک منش جاری تبدیل شود. غیر از آنچه مربوط به کارهای جاری مردم در امور بهداشتی، مالی و بانکی و غیره است، هر برنامه ی جدیدی باید به گونه ای باشد که باعث فلج شدن دولت بشود.

· تظهرات شبانه: در روز امکان شناسائی و برخورد بسیار بیشتر است ولی تظاهرات شبانه در محله ها و الله اکبر گویی می تواند بدون نگرانی زیاد به خاطر شناخته شدن صورت بگیرند. گروه های کوچک و بزرگ تظاهرات کنندگانی که هر در شب به کوچه و خیابان می آیند و شعار می دهند، به ویژه آنانی که در میان اتومبیل های توقف کرده پشت چراغ قرمز ها و ترافیک های خیابانی حرکت می کنند، یک پیام قوی از زنده بودن جنبش و ادامه انقلاب است.

· انعکاس اخبار، به ویژه اخبار تصویری در رسانه های آزاد: این یکی از مهم ترین استراتژی های جنبش است و علاوه بر تقویت روحیه جنبش به شدت به روحیه طرف مقابل هم لطمه می زند. باید عکس ها و فیلم های زیادی تولید و در رسانه های آزاد (به ویژه اینترنت) گسترش یابند. فراموش نکنید که واکنش جهانی به انتخابات ایران توسط همین تصاویر خبری تولید شده توسط مردم شکل گرفت. عکس ها و تصاویری را منتشر نکنید که برای اعضای جنبش ایجاد رعب کند، نباید به خودمان گل بزنیم، بیشتر عکس و تصاویری را منتشر کنید که پیروزی و اقتدار مردم را، همان طور که هستند، به تصویر می کشد. مظلوم نمائی لازم نیست، به جایش اقتدار و اعتماد مردم را به تصویر بکشید، این نشان و رمز جنبشی است که خود را پیروز می داند.

توسعه، آزادی، جمهوری ایرانی

Wednesday, July 29, 2009

باد ما را خواهد بُرد اگر....

مهدی کیانی

اخیراً تقابل های احمدی نژاد با خامنه ای رو به گسترش هستند. احمدی نژاد گویا به راستی به خود را مستقیماً تحت امر امام زمان می داند و حتی حاضر نیست آنچه را که خامنه ای با نادیده انگاشتن شرف و آبروی خود و حمایت بلاشرط اش برایش انجام داد جبران کند. انتصاب رحیم مشائی به سمت معاون اولی علی رغم دانستن نظر خامنه ای در مورد، و تعلل او در انجام حکم خامنه ای برای برکناری او که منجر به آشکار کردن حکم خامنه ای شد نشانه های شقاق بین احمدی نژاد و خامنه ای بود. جالب توجه است که در حکم احمدی نژاد برای عزل رحیم مشائی هیچ اشاره ای به حکم رهبری نشده بود. این امر با برکناری یا کناره گیری سه عضو دیگر کابینه، یعنی صفار هرندی وزیر ارشاد و محسنی اژه ای وزیر اطلاعات و لنکرانی وزیر بهداشت، توسط احمدی نژاد وارد فاز جدیدی شد. و دست آخر خبر انتصاب کردان به ریاست بازرسی ریاست جمهوری بی توجهی احمدی نژاد به افکار عمومی را آشکار کرد. طبق اخبار این وزرای اطلاعات و ارشاد که جزو وزاری رسماً "ولایت مدار" هستند، مستقیماً در جلسات هیأت دولت به احمدی نژاد بابت عدم ولایت پذیری اش انتقاد کرده بودند. احمدی نژاد اکنون آشکارا در مقابل رهبر ایستاده است، تا جایی که در وبسایت انصار نیوز، وابسته به گروهک ذوب در ولایت انصار حزب الله، رسماً برکناری احمدی نژاد نوید داده شد.

اینجا سه سؤال مطرح است: اول اینکه منطق این رویکرداحمدی نژاد چیست؟ دوم اینکه تبعات این حرکت ها چه می تواند باشد؟ و سوم سرنوشت جنبش مدنی سبز چه خواهد شد؟

در مورد منطق این حرکات احمدی نژاد با توجه به موقعیت متزلزل مشروعیت سیاسی اش، چیزی که تنها به ذهن خطور می کند احتمال ربوده شدن احمدی نژاد توسط اساطیر هزاره گرایانه است، چنان که واقعاً خود را برگزیده ای می داند که باید راه حکومت عدل نهایی را در زمین هموار سازد، و به عبارت دیگر با این همانی خود با روایات و داستان های عصر ظهور، خود را همچون بازیگر نقش یکی از یاران عصر حضور می پندارد و بر آن است که خود و دنیا و اطراف اش را بر اساس سناریوهای هزاره ای شیعی و روایات مربوطه اش تعبیر و تفسیر کند، کما اینکه بدون این که وقعی به موقعیت متزلزل خود و نیازش به حمایت خامنه ای و مقبولیت مردم و نیروهای مسلح بنهد، حرکاتی می کند که با عقلانیت سیاسی کاملاً ناسازگار است. اگر داستان این گونه باشد ادعای بابیت یا حتی امام زمانی توسط احمدی نژاد نمی توانند سناریوهای غیر محتملی برای آینده باشند. اما پاسخ دیگر این سؤال میتواند بسیار ملهم از تئوری های مبتنی توطئه باشد و همه ی این تقابل ها و تحرکات را تنها بازی های سیاسی برای لوث کردن حرکت مردم و منحرف کردن ایشان از مطالبات سیاسی و اجتماعی شان بداند. هر چند این پاسخ آخر را زیاد نمی پسندم.

و امّا تبعات این حرکت ها چه می تواند باشد؟ خوب اگر همچنان در تئوری توطئه سیر کنیم تبعات قابل توجهی نخواهیم یافت و خاموشی این تقابل ها و همرآیی نهایی این دو رقیب جعلی را می توانیم پیش بینی کنیم. ولی اگر این تقابل ها را به جدّ بگیریم، پیامدهای بعدی شقاق علنی بین طرفداران هزاره گرای احمدی نژاد و مجذوبان در ولایت را شاهد خواهیم بود. ولی اینکه کدام نیروها در کدام جناح قرار خواهند گرفت در سرنوشت این تقابل بسیار مهم خواهد بود. اگر نیروهای مسلح همچنان در طرف مجذوبان ولایت باقی بمانند احمدی نژاد به راحتی برکنار خواهد شد، ولی اگر نیروهای نظامی یا حداقل بخشی از آنان طرف احمدی نژاد هزاره گرا را بگیرند کار بر جناح ولایت فقیهی سخت خواهد شد. این چیزی است که باید به نظاره ی آن نشست و پیش بینی آن برای من مقدور نیست.

ولی سرنوشت جنبش مدنی سبز چه خواهد شد؟ پرداختن به این سؤال و شقوق ممکن برای جنبش سبز حائز اهمیت است. به نظر می رسد اگر اوضاع به سمتی برود که احمدی نژاد برکنار شود، او به راحتی به بلاگردان حاکمیت تبدیل خواهد شد و تقلب های انتخاباتی، کشتارها و نقض حقوق بشر و غیره به او منسوب خواهد شد، و چه بسا او عامل بیگانه یا عنصری "خودسر" نامیده شود و به این ترتیب حاکمیت تلاش خواهد کرد که تمام خشم و نارضایتی مردم را حاصل کارهای احمدی نژاد و تیمش بنمایاند و با انتقام از آنها خشم مردم را خاموش کند و جنبش سبز را ابتر سازد. سناریو دیگر کودتای احمدی نژاد علیه خامنه ای و مجذوبان در ولایت و شکل دهی نوع جدیدی از حکومت انقلابی اسلامی است. به این ترتیب احمدی نژاد تمام گذشته جمهوری اسلامی را یک انحراف از اسلام شیعی تلقی می کند و تلاش خواهد کرد که کشور را منضم به انقلاب آخر زمان مهدی کند و تلاش خواهد کرد که با تلفیقی از پوپولیسم، فاشیسم و صد البته میلیتاریسم ایران را به بخشی از نمایشنامه ی هزاره ای تخیلی اش تبدیل کند. شروع جنگ با اسرائیل یا آذربایجان یا یک کشور دیگر بخش ضروری حیات این حکومت کودتایی خواهد بود، اگر چه معلوم نیست که تا چه مدت احمدی نژاد توان ادامه ی این بازی نوروتیک را خواهد داشت. اگر احمدی نژاد هزاره گرا حاکمیت را به دست بگیرد جنبش سبز تکلیفش روشن و واکنشش قابل پیش بینی است، زیرا در این حالت جنبش قطعاً در مقابل حاکمیت احمدی نژاد خواهد بود، اگر چه اینجا دیگر فاز جدیدی از مبارزه گشوده خواهد شد که تبدیل شدن جنبش و سران آن به شیاطین و دشمنان داخلی نتیجه ی آن خواهد بود. ولی سناریوی محتمل دیگر قربانی شدن احمدی نژاد توسط حاکمیت ولایی خامنه ای است، که در این حالت تمام دستگاه تبلیغاتی حاکمیت تلاش خواهد کرد خامنه ای و جانب داران ذوب در ولایت را منجی مردم نشان دهند و افکار عمومی را هر روز کندتر و گیج تر کنند و با این کندی و گیجی به دست آمده، به سرکوب باقیمانده ی نیروهای جنبش به عنوان دشمنان خارجی و فریب خوردگان مبادرت کنند.

لذا در آخر اینطور به نظر می رسد که تنها راه حیات و پیروزی جنبش با توجه به تزلزل مشروعیت حاکمیت و شقاق در آن، حفظ هویت مستقل آن و طرح کردن مطالبات در حد نهایی آنهاست، به گونه ای که اهداف جنبش در قالب هیچکدام از جناح های ماهیتاً فاشیست موجود نگنجند و قابل مصالحه نباشند. کوتاه آمدن جنبش از حد نهایی مطالبات هر آینه خطر سقوط جنبش به دامن یکی از بازیگران حاکمیت موجود و مصادره ی آرمان های جنبش به نفع ایشان را به دنبال خواهد داشت.

Monday, July 6, 2009

روز امتحان ملی

18 تیر روز امتحان ملی: پافشاری بر آزادی، یا ترجیح مبارزه با شعار نویسی در مستراح های عمومی

بسیاری از وبلاگ ها و افراد مشغول تبلیغ و تهییج مردم برای شرکت در تظاهرات اعتراضی هستند. ولی سؤال این است: آیا مردم در این تظاهرات شرکتی درخور خواهند داشت یا نه؟

شاید بسیاری از این تشویق ها از جانب ایرانیان خارج کشور باشد که همیشه آرزوی رهایی و آبادانی آن را در دل دارند. شاید هم عده ای جوان پر شور در داخل و خارج ایران به این کار مبادرت می کنند. ولی سوای همه ی این ها مردم چه واکنشی در این روز نشان خواهند داد؟

بی تردید 18 خرداد مصادف با واقعه ای تاریخی است که به بهترین وجهی با وقایع اخیر مرتبط است، یعنی ضرب و جرح، تحقیر، سرکوب، ارعاب مردم توسط دولت، که دوباره در هفته های اخیر به شدید ترین وجهی اجرا شد. از این اگر مردم بخواهند اعتراضات خود را ادامه دهند این روز بهترین مناسبت است. هیچ مناسبت دیگری نمی تواند چنین معنادار حظور مردم در خیابان ها و اعتراض به سرکوب، تقلب و تحقیر را توجیه کند. در غیر این صورت مناسبت دیگری برای حضور در خیابان و نشان دادن شدت به کودتا گران پدید نخواهد آمد و آن وقت است که باید به اصطلاح مبارزه را با روش های زیرپوستی مثل شعار نوشتن در مستراح تا ابد ادامه یابد.

عدم حضور مردم در این تظاهرات یک معنی دارد: مردم با همین وضعیت کنار آمده اند و روشنفکران و علاقه مندان به تغییر باید یک فکری به حال خودشان بکنند. مردم ترجیح داده اند هنر نان به نرخ روزخوری را تمرین کنند، و دوباره از همدیگر بترسند و با کلک های کثیف سیاسی از هم انتقام بگیرند و دوروئی را به عنوان ارزشی ایرانی به فرزندان شان منتقل کنند.

بدون تعارف به نظر می رسد که غالب رهبران اصلی جنبش که چند روزی است سکوت کرده اند، به علل مختلفی حاضر نیستند از این جلوتر بروند. این رهبران نشان دادند کسانی نیستند که توانمندی کافی را برای به دست گیری ابتکار عمل داشته باشند. شاید حضور مردم کمی هم به آنها دل بدهد و آنها را سرغیرت بیاورد، به هر حال بدون مدیریت که نمی توان به جایی رسید.

Saturday, June 20, 2009

دیدار رفسنجانی با بعضی از مراجع قم صورت گرفت

به گزارش خبرنگار رویه، آیت الله علی اکبر هاشمی رفسنجانی رییس مجلس خبرگان رهبری با بعضی از مراجع تقلید قم و نماینده تام الاختیار آیت الله سیستانی دیدار کرد.
یک منبع آگاه در گفتگو با خبرنگار رویه عنوان کرد: هاشمی رفسنجانی در دیدار با مراجع تقلید به نقل خاطرات از اوایل انقلاب و شیوه حل معظلات توسط رهبر کبیر انقلاب پرداخت.
این منبع که تاکید کرد نامش فاش نگردد افزود: بنظر میرسد نیمی از نمایندگان مجلس خبرگان رهبری تمایل به تشکیل "شورای رهبری" دارند وی در ادامه بیان کرد: آنچه که میشود بعنوان چکیده این جلسات عنوان کرد این است که راه حل معقول در شرایط فعلی استعفای محمود احمدی نژاد است.
وی گفت: رهبر انقلاب پدر و رهبر تمام مردم است و نه یک عده ی خاص. منتهی بنظر میرسد ایشان تمایل دارند پدر و رهبر عده ای خاص باشند.

وی در پاسخ به سوال خبرنگار رویه که آیا جلسه ی مجلس خبرگان رهبری در قم تشکیل میگردد یا خیر، گفت: " اجازه بفرمایید در شرایط کنونی از پاسخ به این سوال معاف گردم . مطمن باشید که بزودی خبر تشکیل جلسه یا عدم آن به اطلاع میرسد

http://rooyeh.com/index.php?option=com_content&task=view&id=4392&Itemid=1

راه برگشت: حبس، محرومیت، تعذیر

اگر امروز قدمی به عقب بگذاریم، اگر امروز آنها را به پس نرانیم، فردا سراغ تک تک ما خواهند آمد، تو دانشگاه، مدرسه، اداره، محل کار و خانه. تک تک ما


کی چطوری تو دهن کی میزنه ؟

امام خمینی، بهمن 57: من به پشتوانه این ملت تو دهن این دولت می زنم

آقای خامنه ای، خرداد 88: من به پشتوانه این دولت تو دهن این ملت می زنم

Monday, June 15, 2009

عکسهایی از 15 ژوئن ( تظاهرات مردم در جلوی سازمان ملل ) مالزی

امروز 15 ژوئن مصادف با 25 خرداد 1388 ایرانیان مالزی در محوطه ی ساختمان سازمان ملل در کوالالامپور به نشانه ی اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم و اعلام همیستگی با ایرانیان داخل کشور تجمع کردند به دلیل اینکه مجوز این تجمع کاملاً تأئید نشده بود، ایرانیان اجازه نداشتند که در این تجمع شعار دهند ولی ایشان در حالی که پلاکاردهای شان را در دست داشتند در این محوطه نشستند در انتهای تجمع پلیس از مردم خواست که متفرق شوند که به خاطر تعلل برخی از هموطنان پلیس مالزی از گاز اشک آور برای متفرق کردن ایشان استفاده کرد.